هوا هواي ترانه است و شعرو شورغزل
((دوباره ديدن تو)) آرزوي دور غزل
ز گريه هاي فراوان و گاه و بيگاهم
دگر نمانده نگاهي به چشم كور غزل
تو آفتابي و من ظلمت زمين و زمان
بتاب بر ظلمات دل نمور غزل
براي ديدن چشمت نمانده صبرو قرار
فداي چشم تو گشته دل صبور غزل
براي گرمي شعرم در اين زمانه سرد
خيال هرم دو دستت شود مرور غزل
نمي توان به غزل ها كشيد نقش تو را
در عشق بازي چشمت همين قصور غزل
تويي در اين خفقان مثل آفتاب اميد
طلوع عشق مني اي نوا و نور غزل
قيامتي شده برپا درون سينه ي من
بدم فرشته زيبا درون صور غزل
